عوامل رُشد روزافزون افراطیت و بنیادگرائی اسلامی در افغانستان

قطعنامه کنفرانس سالانۀ فارو

۴ نومبر۲۰۱۷

فارو، فدراسیون سازمان های پناهندگان افغان مقیم اروپا ( FAROE) به تأریخ ۴ ماه نومبر ۲۰۱۷ کنفرانس سالانۀ خود را در شهر لایدن هالند ناظر برمطالعۀ عوامل رُشدروز افزون افراطیت و بنیادگرائی اسلامی در افغانستان دائر نمود که در آن بیش از ۱۲۰ ذوات صاحب نظرافغان ، شامل فرهنگیان، نمایندگان نهاد های اجتماعی- کلتوری افغان ها از کشور های مختلف به شمول افغانستان، تاجکستان، آلمان، فرانسه، سویدن، اسپانیا، دنمارک، اطریش، بلجیم، کانادا، آلمان، فنلند و شهر های مختلف هالند اشتراک نموده بودند که از هر طیف مردم شریف افغانستان و اندیشه های متنوع فکری و سیاسی آنان نمایندگی می نمود. این گردهمایی طبق معمول به طریق دموکراتیک و با روحیۀ  وحدت ملی برگزار گردید.

 

هدف تدویر این کنفرانس فراهم ساختن زمینه  برای تبادل نظرمیان افغان های مقیم اروپا بود ، تا بر مبنای نتایج تحقیقات علمی انجام یافته در افغانستان، تاجکستان، المان ، سویدن، انگلستان وهالند به تشخیص دقیق عواامل رُشد پدیدهٔ بیگانه و زیانبارافراطیت و بنیادگرائی درکشور که میتواند صلح وثبات در افغانستان را برای دهه های آینده صدمه بزند، بپردازند. جست و جوی راه ها و تدابیر برای متوقف ساختن رُشد این پدیدهٔ خطرناک از طریق مباحثه آزاد میان اشتراک کنندگان کنفرانس در فضای احترام متقابل دومین هدف این کنفرانس را تشکیل میداد.

با در نظرداشت ارزیابی محتوی سخنرانیها و پرزنتیشن ها که وقف بررسی عوامل داخلی وخارجی رُشد افراطیت وبنبادگرائی بمثابه عامل اصلی دهشت افگنی و چگونگی توقف این رُشد درسایرکشور ها شده بود و مطالب مطرح شده توسط اشتراک کنندگان کنفرانس، نکات ذیل بحیث نتایج بحث ها در این همایش نشانی گردیده و بحیث مواد قطعنامه این کنفرانس در مواد زیر با موافقت اکثریت اشتراک کننده گان تصویب گردید تا به مراجع و ارگان های مرتبط به موضوع اعلام گردد:

۱-دربخش عوامل داخلی نکات ذیل در خور توجه دانسته شدند:

الف: فقر و بیکاری توام با بیسوادی باعث افتادن جوانان به دام گروه های نطامی افراطگرا که معاش قابل ملاجظه به افراد جنگی خویش میپردازند، میگردد. علاوتأ  فقر و ناداری عده ئی از والدین را واداربه فرستادن اطفال شان به مدارس دینی میکند، مدارسی که سمارق وار درطی ۱۶ سال گذشته با منابع تمویل مشکوک درهمه ولایات افغانستان تأسیس گردیده اند و به اطفال لیلیه و سه وقت نان میدهند. اکثریت قریب به اتفاق این مدارس اطفال را با طرز تفکرمبتنی بر افراطیت وبنیادگرائی شستشوی مغزی میکنند. وزارتهای تعلیم وتربیه، داخله و حج و اوقاف افغانستان با بی تفاوتی از کنار این مشکل می گذرند و از پذیرش مسؤلیت مبارزه با این خطر بالقوه طفره میروند. جامعه مدنی بخصوص رسانه ها میتوانند با افشأ و تقبیح هر چه بیشتر این پدیدهٔ زیانبار بالای حکومت افغانستان فشار بیاورند تا باشد به بی تفاوتی در برابرترویج وسیع افراطیت و بنیادگرائی در افغانستان خاتمه داده شود.

ب: سقوط ارگان های محلی حاکمیت در بخش نظامی و امنیتی ونتیجتأ در بخش ملکی اکثرأ ناشی ازعدم تحرک  و بی مسؤلیتی رهبری قوای امنیتی دررساندن بموقع قوای کمکی و مهمات ضروری به قطعات تحت محاصره در محلات میباشد وباعث افتادن وسایط نطامی مهم ومهمات به دست گروه های نطامی افراطی و بنیادگرا و تقویه روحیه آنها میشود. لازم است هر قول اردو قطعات واکنش سریع با مسولیت و پاسخ گو برای کمک به قطعات تحت محاصره ومبارزه با همچو تهدید ها داشته باشد و به سربازان قطعات محلی رهنمود دقیق برای از بین بردن وسایط در صورت عقب نشینی داده شود.

ج: واگذاری ولسوالی ها بشکل درازمدت به گروه های مسلح افراطی در حکم دادن پایگاه های داخلی به این گروه ها بوده وبرای آنها زمینه شستشوی مغزی اطفال-وخلق پایهٔ اجتماعی از طریق آمیزش ونفوذ دربین باشندگان بومی را مساعد میسازد. گروه های نظامی افراطگرا ولسوالی های تحت کنترول خویش را بحیث تخته خیزنظامی برای اشغال مناطق همجوار استفاده میکنند.  لازمست حکومت افغانستان این شیوهٔ تسلیم طلبانه را ترک گوید.

د: کشتار تعداد هر چه بیشتر مردم ملکی توسط حملات گروه های افراطی و بنیادگرا، از جانب این گروه های قاتل، مؤفقیت بزرگ تلقی میگردد. دولت افغانستان بر مبنای حکم صریح قانون اساسی مکلف به تأمین امنیت جانی و حیات باشندگان این کشور است. در عمل وقوع متواترحملات  دهشت افکنی و وسعت متزاید تلفات ملکی حاکی از عدم توانائی حکومت افغانستان دردفاع از امنیت وحیات مردم ملکی میباشد. باتأسف حکام فعلی افغانستان وپشتیبانان خارجی این حکومت، منجمله کشور های اروپائی، مرگ هزاران فرد ملکی در هر شش ماه را صرفأ با تقبیح زبانی استقبال مینمایند. دول عضو اتحادیه اروپا باید متوجه این واقعیت باشند که بنا به حضورگسترده شان در افغانستان برای حمایت ازحکومت این کشور، در برابر مردم افغانستان نیزمسؤلیت سیاسی و اخلاقی دارند. علاوتأ بیش از سه صدهزار تبعه افغان الاصل اتحادیه اروپا،  خواستار اقدامات مؤثر این اتحادیه و دول عضو اش برای جلوگیری از تلفات ملکی در افغانستان میباشند.

و:  بنیادگرایان وافراطیون مذهبی شناخته شده، طالبان وداعش با آثار مهم تاریخی و میراث بزرگ فرهنگی ما نیز دشمنی میورزند. حکومت افغانستان در عمل علاقمندی وتوجهی به حفظ این آثار نشان نمیدهد. امید مردم با فرهنگ ما، در هماهنگی با یونسکو، با تشکیل گروپهای داوطلب محلی از این آثارکه ممثل هویت فرهنگی و مدنیتی ما می باشند، با دقت و حس مسؤولیت بیشتر نگهداری نمایند، زیرا عملا نیروهای امنیتی مناطق ذیربط بنابرموجودیت فساد قادربه حفاظت از آثارباستانی نگردیدند.

ز: بیگانگی داعش وسایردهشتگران با فرهنگ مردم افغانستان را میتوان در نقض صریح کرامت انسانی و تجاوز برزنان در مناطق اشغالی شان و حملات انتحاری خونین شان بالای عبادتگاه های اهل تشیع افغانستان مشاهده کرد. حالانکه احترام به زنان که ناموس همه مردم محل شمرده میشوند، یک اصل قبولشده در افغانستان است. همچنان همزیستی و همدیگرپذیری کامل بین اقوام ومذاهب افغانستان طی اعصار وقرون رعایت گردیده ، وجزء مهم فرهنگ ما را میسازند. اعتراض همگانی در مقابل عاملین این نوع جنایات، بهترین راه مبارزه با آنها میباشد.

ح: زنان و اطفال آسیب پذیر ترین قشر قربانی وحشت وبربر یت افراطیون دهشتگراند. همه امکانات داخلی وبین المللی باید در خدمت  تدابیری مورد استفاده قرار گیرد که ازامنیت و آزادی اطفال و زنان افغانستان در برابر چنین هیولای خونخواربطور مسؤولانه حراست نمایند.

۲-ـ در بخش عوامل خارجی اشتراک کنندګان کنفرانس به عوامل ذیل پرداختند:

الف: منافع اقتصادی واستراتیژیک پای جهان غرب را به افغانستان کشانده است. حضور نظامی غربی ها وابسته به ادامه جنگ در افغانستان میباشد. از اینرو بخشی از اشتراک کنندگان کنفرانس بدین نظر بودند که برخی دول غربی به نحوی از نابودی کامل نیرو های نظامی افراطیون وبنیادگرایان جلوگیری میکنند تا دلیل حضور شان در افغنستان الی دستیابی به اهداف اقتصادی و استراتیزیک شان عملأ موجود باشد.  این نظرزنگ خطری است برای مردم افغانستان تا اقدامات وپالیسی های دول غربی را در پرتو منافع ملی خویش زیرکانه ارزیابی نموده و سپس درمورد آن موضعگیری کنند.

-ب: کشور های همسایهٔ افغانستان بخصوص پاکستان وایران به منابع آبی افغانستان چشم طمع و زیاده خواهی دارند. آب افغانستان تا اکنون بطور رایگان و نا محدود به خاک ایران، پاکستان و ترکمنستان سرازیر میگردد. هر گاه در افغانستان صلح و امتیت برقرار گردد، این کشور میتواند آبهای خویش را مهار ساخته و به نفع مردم خویش مدیریت کند. ادامه جنگ در افغانستان دسترسی به آب فراوان و رایگان را برای ایران و پاکستان تضمین میکند. تقویت افراطیت و بنیادگرائی و کمک مالی و تسلیحاتی به آنها در افغانستان سهلترین و ارزانترین وسیله برای ادامهٔ جنگ است. به همین انگیزه دو کشور مذکورعامل رُشد افراطیت وبنیادگرائی در افغانستان میباشند. احداث بند های آب وبرق ازسوی سکتور های خصوصی و دولتی بحیث گامهای استوار در راه مدیریت کامل آبهای کشور، بهترین جواب به این همسایگان جنگ افروز خواهد بود.

ج: عربستان سعودی و سایر دول خلیج از چند دهه بدینسو می کوشند با تمویل مدارس بنیادگرا و تعلیم گاه های افراطیون مذهبی  درآنطرف خط دیورند میدان جنگ را در افغانستان گرم نگهدارند تا از یکسو مصروفیتی برای بنیادگراین و افراطیون محلی خویش در یک کشور دیگرخلق کنند. و از سوی دیگرخدمتی به فروشندگان اسلحه که ازکانون های تشنج سود میبرند، بکنند. افشای راه ها و شیوه های  تمویل،  بلند بردن سطح آگاهی مردم دهات افغانستان، کوشش در راه بسته شدن همه مدارس فاقد منابع شفاف مالی وجواز فعالیت دولتی در این طرف خط دیورند وافزایش فشار بر پاکستان که نقش دلال کشور های خلیج را درصدوربنیادگرایان بین المللی برای تازه نگهداشتن آتش جنگ در افغانستان ایفا میکند، میتواند به این مداخلات خرابکارانه دول عضواتحاد خلیج خاتمه دهد.

د: اشتراکنندگان کنفرانس تأکید جدی بر تأخیر ناپذیری برچیدن ساز و سامان و لانه های امن طالبان، داعش و سایر گروه های افراطی نظامی در داخل کشور، پاکستان و ایران نموده و خواستار تشدید فشار برپاکستان و شناسائی این کشور بحیث پشتیبان و میزبان گروه های بنیادگرای مسلح از جانب مؤسسه ملل متحد، سایر کشور های همسایه و همه دول اروپائی شدند.

اشتراک کننده گان متن این قطعنامه و مواد یازده گانه  مندرج آنرا با اکثریت آراء به تصویب رسانیدند.